برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
یه هفته اس همدیگرو ندیدیم. می دونم اگه هفته بعد بشه من نمی تونم چون مامان می ره کربلا و بخوام نخوام یه سری کارای خونه به کارای شخصی خودم اضافه می شه.
دقیقا تا یه کم رو روال می افتم کتاب می خونم به نقاشیم می رسم، یه چیزی پیش میاد که وسط اینا وقفه بیفته. مخصوصن که الان عجله دارم کار جدیدمو تموم کنم
دلم چاقاله بادوم می خواد. امسال نخوردم
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
دیشب کات کردیم.
قرار شد امروز تماس بگیره اگه جواب ندم ینی تمومه. با دوستاش رفته بیرون. نمی دونم الکی منتظرم.
دعوامون مسخره بود. ناراحتی منو درک نمی کنه و با کلی دلیل و توجیه می خواد از خودش دفاع کنه. بابا من ناراحتم.
خیلی چیزا یاددادنی نیست
بالاخره هر چیزی یه پایانی داره.
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
این طور وقتا که از نظر روحی حالم خوب نیست همه گم و گور می شن.
بعد وقتی حالم خوبه و کلی سرم شلوغه و ات بیرونم یه هو می بینم دوستام پیام زدن. با اینکه نمی دونم چه سیستمیه ولی باید خودمو بر این شرایط وفق بدم تا بگذرد.
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین