خرید بک لینک
دیشب با دوستم رفتیم باغ گیاه شناسی، تولدش بود. قبل ترش آقای دوست پسر گفت هر وقت خواستی برگردی بگو. فک نمی کردم برسم که هفت گفتم آزادی ام. ب\ اومد و همدیگرو دیدیم و منو تا خونه رسوند. همین یه خونه رسوندن نزدیک 45 دقیقه طول کشید . تو راه (شب عید بس

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:29

یه هفته اس همدیگرو ندیدیم. می دونم اگه هفته بعد بشه من نمی تونم چون مامان می ره کربلا و بخوام نخوام یه سری کارای خونه به کارای شخصی خودم اضافه می شه.

دقیقا تا یه کم رو روال می افتم کتاب می خونم به نقاشیم می رسم، یه چیزی پیش میاد که وسط اینا وقفه بیفته. مخصوصن که الان عجله دارم کار جدیدمو تموم کنم

دلم چاقاله بادوم می خواد. امسال نخوردم

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 20:22

دیشب کات کردیم.

قرار شد امروز تماس بگیره اگه جواب ندم ینی تمومه. با دوستاش رفته بیرون. نمی دونم الکی منتظرم.

دعوامون مسخره بود. ناراحتی منو درک نمی کنه و با کلی دلیل و توجیه می خواد از خودش دفاع کنه. بابا من ناراحتم.

خیلی چیزا یاددادنی نیست

بالاخره هر چیزی یه پایانی داره.

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

قرار بود دیشب تماس بگیره اگه من جواب ندادم دیگه رابطه از طرف اونم تمومه. خبری از زنگ نشد. یا از سفر یه روزه ای که رفته دیر برگشته یا فرصت نکرده. حالت بدترش اینه که نمی خواسته تماس بگیره. اگه تماس می گرفت من جواب می دادم اگه حرفی داشت بزنه توی رابطه

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

یه تجربه ای که بدست اوردم اینه که وقتی رابطه ای تموم می شه کمتر بهش فک کنم و بذارمش کنار. خیلی راحت. بدون فکر. شاید به خاطر تجربه قبلیمه که انقد خونسرد و خنثی ام. شاید تقش بعدا قراره در بیاد نمی دونم ولی تو حالت فعلی فقط فکرای پراکنده ای میاد و می

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

اوضام خوبه. کلاس رفتم استاد از کارم خیلی راضی بود و به احتمال زیاد دوشنبه تمومه و باید به فکر کار جدید باشم. از دوستام فقط یه نفر خبر داره که کات کردم که اونم چون شاغله و فک کنم بیزیه پیگیر نیست. غیر اون به کسی نگفتم. خوشحالم همون اولاش همون چند نفر

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

قدیم ناراحت که می شدم تو کانال (عمومی) می نوشتم یا وبلاگ! فک می کردم با نوشتم اروم می شم. یه تایمی خوب بود ولی فمیدم نوشتن دلخوری ها اونو بیشتر و بیشتر می کنه. باید حس و حال رو یه جور دیگه خالی کنی. چه می دونم داستان بنویسی، نقاشی کنی، یه کاری که حا

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

این طور وقتا که از نظر روحی حالم خوب نیست همه گم و گور می شن.

بعد وقتی حالم خوبه و کلی سرم شلوغه و ات بیرونم یه هو می بینم دوستام پیام زدن. با اینکه نمی دونم چه سیستمیه ولی باید خودمو بر این شرایط وفق بدم تا بگذرد.

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

+ از یه رابطه سه چهار ماهه یه گل داشتم که اومدم طناب دورشو برداشتم و بقیه شو ریختم دور. گل رو گذاشتم تو کمد. مردم برای دوست دختراشون چه خرجایی می کنن اون وقت ما! سر این که من ناراحت شدم دو روز رفتیم چارسو و هیچی نخوردیم طرف ما ناراحت شده بود. مسخرس ن

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

دیروز از کلاس اومدم و بعد از یه ناهار اومدم پای لپ که طرحمو بریزم تو فلش برای چاپ. عصر برم بیرون ببنیم می دونم برای فلان دوستم کادوی تولد بخرم یا نه. تلگرام که باز کردم دیدم پیام دارم ازش. جوابشو دادم و قرار شد ببینمش. اصلن باور نمی شد بعد از کات ک

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

من معتقدم ادما دارای انرژی هستن. آدم نباید هر موفقیت یا شکستشو به دوستاش بگه. به فلانی نگفتم چون قبلا تعریف کرده بود تو دبستان راجه به یه دختری یه ارزویی کرد و براورده شد یا اگه دو نفر با هم تو رابطه بودن، کات می کردن. نه اینکه بشینه نفرین کنه ولی چی

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

از 16 دی که اولین قرارمونو گذاشتیم تا الان می شه گفت چند ماهه با هم هستیم. واقن اگه سر آخرین دعوامون بهم پیام نمی زد رابطه کات شده می موند. اینکه رابطه سر یه چیز ساده و مسخره تموم شه خیلی بده. باعث شد همو بشناسیم سری بعد اگه تو موقعیت مشابه باشیم هر

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

صفحه بندی